محمد حسن خان اعتماد السلطنه
752
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
صورت نامه شيبك خان اوزبك به شاه اسمعيل اسمعيل داروغه به عنايت بلانهايت سلطانى شرف اختصاص يافته بداند كه : تدبير امور مملكتدارى و تسخير بلاد ، و تكثير فيض ، و قمع اعادى را از عهد ازل فيّاض لم يزل به قبضهء اقتدار و انامل اختيار جدّ بزرگوار سعيد شهيد ماطاب اللّه ثراه و جعل الجنّة مثواه ، تقويت فرموده و سرير عدالت و مرحمت در بارگاه رفعت و عطوفتپناه جهانپناهى به خطّهء سياست ما قيام يافته و سكّهء شيرمردى در ضرّابخانهء دليرى و فيروزى به القاب همايون ما موشّح گشته و صداى امامت و نداى خلافت از هاتف غيب به ما رسيده . پس به دليل معلوم مىشود از قول حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود : الولد سرّابيه ، مقرّر است كه آنچه از پدر ماند به پسر مىرسد و مستحقّ و سزاوار اولاد است ، و ديگرى از روى اصلاح عقلى آنكه : شب ظلمانى كه پيدا شد و ستارگان در آسمان پديد آمدند به تخصيص سهيل از محلّى كه طلوع نمود يك نيزه تقريبا از سر كوه برآيد ، و رنگ خود را زرد نموده ساعتى بلرزد از هيبت طلوع نمودن آفتاب ، چون صبح صادق دميدن گيرد به همان محلّ كه برآمده فرورود . همچنين ظهور ما از جانب مشرق و طلوع او از حدّ مغرب ( يعنى طلوع شاه اسمعيل از مغرب ) قياس است به طلوع سهيل و آفتاب . ديگر آنكه زيارت كعبهء معظّمه زادها اللّه شرفا و تعظيما ركنى از اركان اسلام است و فرض بر همهء مسلمانان بايد كه تمامى راههاى متعلّقه به كعبهء معظّمه ساخته و پرداخته آيد ، كه عساكر نصرت مآثر داعيه نمودهاند كه به زيارت مشرف شوند ، سيورسات و پيشكش طيّار نمايد ، و سكّه به القاب همايون ما در ضرّابخانه موشّح سازد ، و در مساجد هرجمعه القاب جهانگيرى ما در خطبه خوانده شود ، و خود متوجّه سرير اعلى گردد . و الّا اگر از حكم همايون انحراف و تمرّد نمايد فرزند ارجمند سعادتمند داراى سلطنت و جهاندارى ، مبارز ظفر اقتدارى ، عماد الدّين عبيد اللّه بهادر خان ابقاه اللّه تعالى را با جمعى امرا و لشكريان سرحدّ بخارا و سمرقند و نكودرى و غور و غرجستان به سر او خواهم فرستاد ، تا او را به قهر و سياست مقهور سازند . و چنانچه مسخّر نشود ديگر فرزند خلف ، حافظ بلاد امن و امان ، قامع كفر و طغيان ، ابو الفوارس تيمور بهادر خان اطال اللّه عمره را با جمعى از امرا و لشكريان سرحدّ قندز و بقلان و حصار و بدخشان و ساير نواحى تركستان متوجّه آن ولايت سازيم